فاطمه جان احمدى
87
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
مقهور سرنوشت است ؛ زيرا طبق اصول بازى ، بازيكن خود را محاط در قضا و قدر و جبرى بىچون و چرا مىبيند كه بىمساعدت سرنوشت هيچ نخواهد بود ، يا به سخن ديگر ، بىمدد بخت و اقبال پيروز نخواهد شد . « 1 » بازى ديگر هندى كه ابتدا به ايران و سپس به جهان اسلام راه يافت ، شطرنج و يا به تعبير پارسى هشت رج است . « 2 » اهداف جالب و جذابيتهاى فلسفى اين بازى تا مدتها بازى نرد را از رونق انداخت . صفحه مربع شكل اين بازى در مجموع شصت و چهار خانه دارد كه سى و دو خانه سفيد و سى و دو خانه سياه طراحى شده است . بهكارگيرى اصول رياضى در اين بازى ضمن تقويت ذهن و تدبير بازيكن ، به او مىآموخت كه بخت و اقبال و يا به عبارتى شانس بىپايه است و آنچه به جامعه انسانى مدد مىرساند ، قوه انديشه و خلاقيت مىباشد . « 3 » صفحه سياه و سفيد شطرنج ، صحنهء جنگى بود كه در آن تنها ابزار برنده فكر و تأمل ، دورانديشى ، آمادگى دفاعى ، نيرنگسازى ، بيدارى مردان جنگى و تقويت حس مردانگى ، شجاعت ، نيرومندى ، چالاكىِ توأم با انديشه را مىآموخت . بازنده بازى شطرنج ضعف انديشه و تدبير خود را درمىيافت . بىاحتياطى و عجله نيز راهى بىبازگشت بود كه به خطايى بزرگ منجر مىشد و سستى و بىتدبيرى ، هلاكت و رسوايى را در پى داشت . بنابراين شطرنج هرگز اقبال و شانسِ گنگ و نامفهوم طاسهاى نرد را نداشت . همين حسابگرى و كاربرد عقلانيت ، بازى بىهدف نرد را كه مقهور سرنوشتى محتوم بود ، از صحنه خارج نمود . « 4 » در هر حال آنچه از علوم و فنون هندى به جهان اسلام راه يافت ، به جز علم طب و گياهپزشكى ، علوم ديگرى چون نجوم ، رياضيات و موسيقى بود . تبحر هنديان در نجوم ، حساب و فن موسيقى موجب شد ، زمينه انتقال اين علوم از طريق جندىشاپور به بيتالحكمه عباسيان فراهم آيد . در عصر ترجمه ، بسيارى از كتابهاى نجوم ، طب ، رياضيات و ادبيات هندى كه به زبان سانسكريت يا پهلوى بودند ، به عربى ترجمه شد .
--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 1 ، ص 80 . ( 2 ) . يعقوبى ، تاريخ اليعقوبى ، ص 121 . ( 3 ) . تنوخى ، نشوار المحاضرة و اخبار المذاكرة ، ج 1 ، ص 324 و 325 . ( 4 ) . در باره تطوّر و انواع بازى شطرنج در تمدن اسلامى و سير فتاوى آن تا قرن چهارم بنگريد به : آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 2 ، ص 445 و 446 .